تلفن پشتیبانی 66123532 (021)
هایدگر و مسیحیت

هایدگر و مسیحیت

  • star
  • star
  • star
  • star
  • star
0 رای

صدای ناقوس و مفهوم زمان، همیشه ذهنم را به خود مشغول می‌کردند. وقتی 18 ساله بودم، مردی روحانی کتابی از فرانتس برنتانو، فیلسوف مشهور، به من هدیه داد که درباره معنی‌های مختلف وجود در اندیشه ارسطو بود. دو سال بعد به دانشگاه رفتم تا الاهیات بخوانم اما به کلاس‌‌های فلسفه هم می‌رفتم. پدرم و دیگران انتظار داشتند کشیش بشوم، اما کشش فلسفه شدید بود و من از همان سال‌ها زندگی‌ام را وقف فلسفه و تفکر کردم. من روزی خواهم مرد، و شاید در نزدیکی همان نیمکتی به خاک سپرده شوم که بر آن می‌نشستم و به صدای ناقوس کلیسا گوش می‌سپردم. اما گمان می‌کنم اندیشه‌هایم، از خاکی که جسم مرا دربر خواهند گرفت، فراتر بروند. کتابی از جان مک‌کواری، الاهیات‌دان و فیلسوف اسکاتلندی، صاحب چندین دکترای افتخاری در الاهیات و ادبیات از دانشگاه‌های انگلستان و عضو آکادمی بریتانیا.

0 نفر این کتاب را خریداری کردند

local_library درباره کتاب

سرپوش سیاسی - کتاب هایدگر و مسیحیت، نوشته جان مک‌کواری، مروری مختصر اما بسیار درخشان و مفید بر زندگی و اندیشه‌های یکی از بحث‌برانگیزترین اندیشمندان معاصر است که از قضای روزگار در ایران بسیار حرف و حدیث‌ها را برانگیخته است؛ تا جایی که در دوره‌هایی عنوان «هایدگری»، صفت گروهی پر طرفدار و سفت و سخت از روشنفکران ایرانی تلقی می‌شد که به حق یا ناحق خود را مدعی اندیشه‌های این فیلسوف آلمانی معرفی می‌کردند و از این موضع، مخالفان‌شان را به انحای گوناگون مورد «عنایت» قرار می‌دادند!

 

برای این اقبال کم‌سابقه به یک فیلسوف غربی از سوی اهل فرهنگ و سیاست ایرانی نیز دلایل متعددی می‌توان بر شمرد: شخصیت فرهمند و تاثیرگذار احمد فردید، اندیشمند «شفاهی» که بر طیف وسیعی از متعاطیان فرهنگ و اندیشه در ایران، اعم از فلسفه‌خوان و هنرمند و سینماگر و روزنامه‌نگار و شاعر و ادیب و روشنفکر و جامعه‌شناس، اثر گذاشت. فردید «کاشف» ایرانی هایدگر بود و چنان پرشور و هیجان از او سخن می‌گفت که در محضرش کسی را یارای نام بردن از هایدگر نبود. گویی سخن گفتن از هایدگر در انحصار بود و اگر کسی جسارت می‌ورزید و از فیلسوف آلمانی سخن می‌گفت، به شیوه‌های مختلف از سوی فردید و شاگردانش، نواخته می‌شد.

 

با مسامحه می‌توان گفت، تجددستیز بودن و به بیان دقیق‌تر نقادی بنیان‌فکن هایدگر از غرب (جدید و قدیم، دیروز و امروز) و تفکر غربی (فلسفه و متافیزیک) از عصر یونان تا نیچه، دیگر علت اقبال به او از سوی منتقدان تجدد در ایران است. تفکر شاعرانه و عرفانی (mystical) یا شبه‌عرفانی (pseudomystical) اندیشه هایدگر به ویژه در دوره موسوم به دوم فکری او، قطعا علت دیگر هم‌دلی ایرانیان اهل شعر و عرفان به اوست.

 

اما همه این علل و دلایل نباید ما را از یک نکته مهم غافل سازد: مارتین هایدگر، بدون شک و تردید، یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان در سراسر دوران تاریخ فلسفه غرب، و مهم‌ترین و موثرترین فیلسوف سده بیستم در حوزه فلسفه قاره‌ای است که نه فقط بر فیلسوفان، بلکه بر جامعه‌شناسان، انسان‌شناسان، روان‌شناسان، زبان‌شناسان، منتقدان ادبی، اهالی سینما و تئاتر، شاعران، متفکران دینی، نویسندگان و حتی معماران و نقاشان و اهالی موسیقی، پس از خود تاثیر گذاشته است.

 

در جامعه ما و حتی در چارچوب منازعه مشهور «هایدگری‌ها-پوپری‌ها» نیز این تاثیرگذاری مشهود است. عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی سرشناس و سرسلسله‌دار روشنفکران «پوپری» در درسگفتارهای اخیرش بارها به بزرگی و اهمیت مارتین هایدگر-با وجود تعریض‌هایی که به او دارد- تاکید کرده است. بابک احمدی روشنفکر چپ‌گرا آثار مهم و زیادی درباره هایدگر نوشته است. علاقه‌مندان به مکتب فرانکفورت و جریان‌های جدید چپ، بارها به هایدگر پرداخته‌اند، اگرچه با گرایش‌های سیاسی او و تبعات سیاسی فکرش به‌شدت مخالف‌اند.

 

بی‌دلیل نیست که مهم‌ترین آثار هایدگر چون «هستی و زمان»، با وجود دشواری و پیچیدگی، چندین‌بار به فارسی ترجمه شده است و هر سال نیز در میان انبوه آثار فلسفی که به زبان فارسی ترجمه و تالیف می‌شود، قطعا به عناوینی از هایدگر یا درباره او بر می‌خوریم. در کمتر از سه ماه گذشته از آغاز سال ١٣٩٧، دسته کم دو کتاب از هایدگر و یکی درباره او به فارسی منتشر شده است: درآمد به متافیزیک (با ترجمه انشاءالله رحمتی)، اصل بنیاد (با ترجمه طالب جابری) و کتاب حاضر یعنی هایدگر و مسیحیت نوشته جان مک‌کواری با ترجمه شهاب‌الدین عباسی.

 

اما چرا کتاب مک‌کواری را «مختصر اما بسیار درخشان و مفید» خواندیم؟ بدون تردید، پیگیران هایدگر به فارسی با نام نویسنده این کتاب آشنا هستند، زیرا قبلا آثار خواندنی و مفید دیگری از او به فارسی مثل دو کتاب «ماترین هایدگر» و «فلسفه وجودی» (با ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی)، «الهیات اگزیستانسیالیستی» (مقایسه هایدگر و بولتمان با ترجمه مهدی دشت‌بزرگی) و «تفکر دینی در قرن بیستم» (با ترجمه بهزاد سالکی) دیده‎اند.

 

پروفسور جان مک‌کواری (٢٠٠٧-١٩١٩) الهیات‌دان و فیلسوف اسکاتلندی، به همراه ادوارد رابینسون مترجم انگلیسی مهم‌ترین کتاب هایدگر یعنی «هستی و زمان» نیز هست، ترجمه‌ای که مورد قدردانی و تشکر خود هایدگر نیز بود. مهم‌ترین ویژگی کتاب‌های مک‌کواری در شرح و بسط اندیشه دشوار و پیچ در پیچ هایدگر، دقت و رعایت امانت در عین روانی و سادگی است. کوشش در بی‌طرفی دانشگاهی و در عین حال نادیده نگرفتن وجوه تاریک و پرسش‌برانگیز تفکر هایدگر، به خصوص در مساله رابطه او و اندیشه‌اش با نازی‌ها، دیگر ویژگی حائز اهمیت کتاب مک‌کواری است.

 

کتاب «هایدگر و مسیحیت» در اصل حاصل سخنرانی‌های مک‌کواری در سال‌های ١٩٩٤-١٩٩٣ در دانشگاه آکسفورد به دعوت گروه الهیات این دانشگاه است. بنا بوده در این سخنرانی‌‎ها چنان که مک‌کواری در پیش‌گفتار متذکر شده، به وصیت اسقف هنسون، بانی آنها، «به تاریخ به مثابه بخشی سازنده در مدافعه‌گری مسیحی» توجه شود؛ به همین دلیل، مک‌کواری در بحث از هایدگر و نسبت او با مسیحیت، مساله زمان را برجسته کرده است.

 

به تعبیر دقیق‌تر او به بهانه پرداختن به مساله زمان، به عنوان موضوعی که در روزگار ما به طور خاص اهمیت یافته، به تشریح اندیشه هایدگر می‌پردازد، متفکری که به طور قطع و یقین، بزرگ‌ترین فیلسوف اروپایی مساله زمان است. البته شکی نیست که آن طور که مک‌کواری در شرح موجز و آشکار خود تاکید می‌کند، کلیدی‌ترین مساله‌ای که همواره فکر هایدگر را در سراسر عمر (١٩٧٦-١٨٨٩) به خود مشغول کرده بود، مساله وجود (یا هستی) بود.

 

بر این اساس تقسیم اندیشه هایدگر به دو دوره یا تفکیک مشهور «هایدگر اول» از «هایدگر دوم» چندان دقیق به نظر نمی‌رسد. اما باز همانطور که مک‌کواری استادانه و خلاصه بیان می‌کند، می‌توان برخی تغییرها و جابه‌جایی‌ها در مقایسه آثار هایدگر قبل از «هستی و زمان» (١٩٢٧) و بعد از آن یافت.

 

هایدگر در «هستی و زمان»، عمدتا به نوع خاص وجود انسان (دازاین) می‌پردازد، اما پس از آن وجود یا هستی را در معنای عام در نظر می‌گیرد، در دوره اول روش پدیدارشناختی او آشکار است، اما زبان او در دوره دوم به بیان شاعران و عارفان نزدیک می‌شود، «در کارهای اولیه، تفکر فیلسوف جست‌وجوگرانه و فعال است. در آثار بعدی تفکر تامل‌گرا و حتی منفعل می‌شود». همچنین در تفکر اولیه هایدگر جهان، دستگاهی ابزاری است که انسان (دازاین) در آن هست و با اجزای آن مناسباتی کارکردگرایانه دارد، اما جهان در اندیشه بعدی هایدگر، «چارگانه»ای متشکل از آسمان، زمین، خدایان و میرایان است.

 

به همین قیاس می‌توان درک هایدگر از زمان را نیز صورت‌بندی کرد. به طور کلی، زمان برای هایدگر، افق آشکارگی هستی یا وجود است. در «هستی و زمان»، شاخص‌ترین اثر هایدگر در دوره نخست فکرش، این آشکارگی هستی، به واسطه انسان (دازاین) و به دلیل مختصات اگزیستانسیال (وجودی) او امکان‌پذیر می‌شود. در این دوره، این انسان است که با قابلیت زبان، هستی یا وجود را در بطن زمان آشکار می‎کند. به عبارت دیگر زمان در «هستی و زمان» به منزله حالات وجودی انسان (دازاین) در وضعیت «در-جهان-بودن» او یا اشتغال او با جهان، خودنمایی می‌کند. اما در هایدگر دوم، این مدخلیت انسان کم می‌شود و به جای تاکید بر انسان (دازاین) برای راه‌بردن به مساله هستی و وجود، مستقیما متوجه خود هستی یا وجود می‌شویم. بنابراین در این دوره، زمان، سلسله ادواری است که در آن هستی یا وجود، خودش را آشکار می‌سازد و با هر شکلی از آشکارگی یا بیرون آمدن از مستوری، تقدیر یا سرنوشت خاصی را برای عالم و آدم رقم می‌زند.

 

هر دوی این تعابیر از زمان (که در بنیاد یکی هستند)، بسیار به کار خوانشی دینی و مسیحی از هستی و عالم می‌آیند. بی‌دلیل نیست که متالهان بزرگ مسیحی، چون رودولف بولتمان و پل تیلیش به دین خود به هایدگر اذعان کرده‌اند و کارل رانر، متفکر کاتولیک گفته است که «استادان بسیار داشته اما تنها یک معلم داشته، مارتین هایدگر». اما تعبیر دقیق‌تر در نسبت هایدگر با مسیحیت از آن شاگردان برجسته اوست. هانس گئورگ گادامر، در خطابه یادبود هایدگر در این زمینه می‌گوید: «مسیحیت بود که اندیشه هایدگر را برانگیخت و زنده نگه داشت؛ این، امر استعلایی باستان و نه سکولاریته مدرن بود که به واسطه او سخن می‌گفت» و کارل لویت، شاگرد برجسته دیگر هایدگر، فلسفه او را «در ذات خود یک الاهیات بدون خدا» معرفی می‌کند. هر چه باشد، هایدگر، متفکر مهمی در بحث از اندیشیدن به زمان و نسبت آن با ثبات و مانایی است. نزاعی که به ظاهر از یونان باستان نزد متفکران پیشاسقراطی چون هراکلیتوس و پارمنیدس مطرح بود و هایدگر در پایانه متافیزیک غربی در سده بیستم کوشید، بار دیگر به آن فکر کند.

 

در جامعه ما نیز به نظر می‌رسد به دور از هیاهویی که در دهه‌ ١٣٦٠ و نیمه نخست دهه ١٣٧٠، میان دو دسته «هایدگری-پوپری» مطرح بود، به تدریج هایدگر جایگاه اصلی خود را نزد متعاطیان فلسفه محض و اندیشه دینی می‌یابد. ترجمه آثار اصلی او مثل «هستی و زمان»، «متافیزیک چیست؟»، «مسائل اصلی پدیدارشناسی»، «چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟»، «اصل بنیاد» و... نام و اندیشه او را چنبره انحصار گروهی خاص به در آورده است، «هایدگری»های وطنی که اندیشه‌ها و آثار فیلسوف آلمانی را ملک طلق خود می‌پنداشتند و هر کس از او سخن می‌گفت را به نفهمیدن و خطاکاری متهم می‌کردند. ضمن آن که«پوپری»های دیروز نیز با مطالعه آثار او سویه‌های عمیق و جدی اندیشه او را دریافته‌اند و با احتیاط بیشتری او را تخطئه می‌کنند.

 

از سویه‌های تاریک فکر هایدگر، چنان که مک‌کواری تاکید می‌کند، نباید غفلت ورزید و نباید آنها را اموری تصادفی یا حاشیه‌ای تلقی کرد، اما این به معنای بهره جستن از امکانات عمیقی که فکر او پیش رو می‌گذارد، نیست. جان مک‌کواری در کتاب حاضر به روشنی نشان می‌دهد که چطور می‌توان خوانشی اصیل از هایدگر ارایه کرد، قرائتی که فهم ما را نه فقط از هستی و جهان، بلکه از اندیشه دینی و معنوی ژرفا می‌بخشد و نوری بر تاریکی‌های وجود انسان و جهان می‌تابان

  • ناشر
    کتاب پارسه
  • شابک
    9786002533272
  • مترجم
    شهاب الدین عباسی
  • مترجم
    شهاب الدین عباسی
  • مولف
    جان مک کواری
  • نوبت نشر
    1
  • سال چاپ
    1397
  • تعداد صفحات
    200
  • وزن
    200
  • تیراژ
    700
  • نوع جلد
    شمیز
  • قطع
    رقعی