تلفن پشتیبانی 66123532 (021)
تصویر  سال‌ها

سال‌ها

  • star
  • star
  • star
  • star
  • star
0 رای

«سال‌ها» نام اثری دیگر از ویرجینیا وولف (۱۹۴۱-۱۸۸۲) نویسنده انگلیسی و از بزرگ‌ترین زنان نویسنده دوران معاصر است. این اثر داستان یک خانواده است. خانواده‌ای بزرگ از پسرها، دخترها، پدر، مادر، عمو، زن‌عمو و فرزندان آنها و مستخدمان و کارکنان. کتاب در طول سالها از ۱۸۸۰ روایت می‌شود. ماجراهای هر سال یک فصل از کتاب را دربرمی‌گیرد و زندگی یکی از اعضای خانواده را روایت می‌کند. ولف در این داستان روند زندگی آدمی را تا دوران سالخوردگی اش بیان کرده و کوشیده‌است بگوید زندگی آدمی در این دنیا پوچ و بیهوده می‌گذرد. کودکی همیشه گوهر از دست رفته وولف و مرگ از نگاه وی حادثه‌ای بی همتا است. شخصیت داستان‌هایش ملموس‌ و معنادارند و چیزی که به داستان های وی جذابیت ویژه می‌بخشد واکاوی درون و شخصیت آدم‌ها است. بخشی از داستان را می خوانید: روزی معمولی در کشور حاکم بود. یکی از همان روزهای طولانی و متوالی که همواره با گذر سال‌ها از سبز به نارنجی و از جوانه زدن به مرحله‌ی خرمن و درو تبدیل می‌شد. هوا نه گرم بود و نه سرد، یک روز بهاری انگلیسی و تا حد کافی روشن، اما ابر ارغوانی پشت تپه می‌توانست نشانه‌ی باران باشد. علف‌ها در سایه روشن آفتاب موج‌دار می‌شدند. ‌ اگر چه، از حالا در لندن، فشار و سختی فصل احساس می‌شد، مخصوصاً در «وست‌اند» که پرچم‌ها در فراز آسمان بود؛ عصاها به زمین می‌خورد؛ لباس‌ها پیچ و تاب می‌خورد و خانه‌های تازه رنگ شده سایبان‌هایشان را باز کرده بودند و سبدهای گل‌های شمعدانی در هوا پیچ و تاب می‌خورد. ‌ پارک‌ها هم - سنت جیمز، گرین پارک، هاید پارک - در حال آماده سازی بودند. از صبح زود، قبل از اینکه حرکت دسته جمعی مردم و ازدحام شروع شود، صندلی‌های سبز رنگ را میان باغچه‌های گرد قهوه‌ای رنگ که پر از سنبل‌های درهم پیچیده بود گذاشته بودند جوری که انگار منتظر وقوع اتفاقی، شروع نمایشی و یا ورود ملکه «الکساندرا» از میان دروازه‌ها بودند. چهره‌ی او همانند گلبرگ بود و همیشه یک میخک صورتی به لباس خود می‌زد. ‌

5 نفر این کتاب را خریداری کردند

local_library درباره کتاب

«سال‌ها» نام اثری دیگر از ویرجینیا وولف (۱۹۴۱-۱۸۸۲) نویسنده انگلیسی و از بزرگ‌ترین زنان نویسنده دوران معاصر است. این اثر داستان یک خانواده است. خانواده‌ای بزرگ از پسرها، دخترها، پدر، مادر، عمو، زن‌عمو و فرزندان آنها و مستخدمان و کارکنان. کتاب در طول سالها از ۱۸۸۰ روایت می‌شود. ماجراهای هر سال یک فصل از کتاب را دربرمی‌گیرد و زندگی یکی از اعضای خانواده را روایت می‌کند. ولف در این داستان روند زندگی آدمی را تا دوران سالخوردگی اش بیان کرده و کوشیده‌است بگوید زندگی آدمی در این دنیا پوچ و بیهوده می‌گذرد. کودکی همیشه گوهر از دست رفته وولف و مرگ از نگاه وی حادثه‌ای بی همتا است. شخصیت داستان‌هایش ملموس‌ و معنادارند و چیزی که به داستان های وی جذابیت ویژه می‌بخشد واکاوی درون و شخصیت آدم‌ها است. بخشی از داستان را می خوانید: روزی معمولی در کشور حاکم بود. یکی از همان روزهای طولانی و متوالی که همواره با گذر سال‌ها از سبز به نارنجی و از جوانه زدن به مرحله‌ی خرمن و درو تبدیل می‌شد. هوا نه گرم بود و نه سرد، یک روز بهاری انگلیسی و تا حد کافی روشن، اما ابر ارغوانی پشت تپه می‌توانست نشانه‌ی باران باشد. علف‌ها در سایه روشن آفتاب موج‌دار می‌شدند. ‌ اگر چه، از حالا در لندن، فشار و سختی فصل احساس می‌شد، مخصوصاً در «وست‌اند» که پرچم‌ها در فراز آسمان بود؛ عصاها به زمین می‌خورد؛ لباس‌ها پیچ و تاب می‌خورد و خانه‌های تازه رنگ شده سایبان‌هایشان را باز کرده بودند و سبدهای گل‌های شمعدانی در هوا پیچ و تاب می‌خورد. ‌ پارک‌ها هم - سنت جیمز، گرین پارک، هاید پارک - در حال آماده سازی بودند. از صبح زود، قبل از اینکه حرکت دسته جمعی مردم و ازدحام شروع شود، صندلی‌های سبز رنگ را میان باغچه‌های گرد قهوه‌ای رنگ که پر از سنبل‌های درهم پیچیده بود گذاشته بودند جوری که انگار منتظر وقوع اتفاقی، شروع نمایشی و یا ورود ملکه «الکساندرا» از میان دروازه‌ها بودند. چهره‌ی او همانند گلبرگ بود و همیشه یک میخک صورتی به لباس خود می‌زد. ‌